محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
502
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
حيث : ظرف مكان و محلّا منصوب است . الحاجة : فاعل فعل محذوف است يا مبتدايى است كه خبر آن حذف شده است . متتبّع : خبر دوم و يا خبر براى مبتداى محذوف است . مالى : مبتدا و خبر است . شرح و تفسير ( الحمد للّه المتجلّي لخلقه بخلقه ) خداوند با اشاره به هماهنگى شگفت در قوانين طبيعت كه بر همه چيز از كوچك و بزرگ در جهان هستى حكم مىكند ، از وجود خويش پرده برمىدارد : « و كوهها را مىبينى و مىپندارى كه آنها بىحركتاند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند . اين ساخته خدايى است كه هر چيزى را در استوارى كامل پديد آورده است . در حقيقت او به آنچه انجام مىدهيد آگاه است . » « 1 » ( و الظّاهر لقلوبهم بحجّته ) خداوند در قلب همه آدميان است ولى گاه تقليد از ديگران يا شبههاى و يا زندگى روزمره او را از خداوند رويگردان مىسازد . پس خدا را فراموش كرده و او را انكار مىكند ؛ اما به هنگام نزول بلا به سوى خدا شتافته از او يارى و رهايى مىجويد ؛ از اين روى عارفان مىگويند كه وجدان انسان بدكار او را نكوهش كرده و گستاخى و گناهش را زشت مىشمارد و او را خارج از چارچوب حق و عدل مىبيند ؛ هرچند او نسبت
--> ( 1 ) . وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ نمل / 27 : 88 .