محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

503

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به آن خود آگاه نباشد . عقل كافر نيز او را مخالف و بر ضد شواهد و دلايل وجود خدا مىانگارد . انسان كافر در اثر غفلت از عقل و حكمت كور مىشود . بنابراين تفاوتى بين كافر و مجرم نيست و هر دوى آنها به سبب وجود تاريكىها يا شباهتى از راه منحرف شده‌اند . آفرينش از هيچ ( خلق الخلق من غير رويّة إذ كانت الرّويّات لا تليق إلّا بذوي الضّمائر و ليس بذي ضمير في نفسه ) منظور از « رويّة » به‌كار گرفتن فكر از راه استخراج مجهولات از معلومات است . خداوند از آن روى كه كمال مطلق است به همه چيز بىواسطه آگاه است و هيچ چيز در زمين و آسمان از او پنهان نيست . دانشمندان ، تلاش فراوان انجام داده‌اند كه راز زندگى را كشف كرده و بتوانند هرچه بخواهند بيافرينند . مدتى پيش ، روزنامه « النهار » چاپ بيروت پرسشى را براى گروهى از جمله نگارنده ، فرستاد و پاسخ‌هاى آنان را در پيوست روز يكشنبه‌اش منتشر كرد . پرسش اين بود : اگر روزى دانش بتواند سلولى بيافريند ، سرنوشت خدا چه خواهد شد ؟ شمار زيادى از دانش‌پژوهان و . . . به آن پاسخ دادند ولى نگارنده انگيزه براى پاسخ نداشت و اكنون لازم مىبيند در شرح اين بند از خطبه به پاسخ اين پرسش بپردازد : دانش ، گامهاى فراوانى را پيموده و پيشرفت كرده است و بيش از پيش ما را به ايمان فرامىخواند ؛ ايمانى كه از توصيف آن ناتوان هستيم . . . هرچه دانش پيش رود باز افقهاى فراوانى ناشناخته مىماند . . . دانش به همراه هر اختراع و اكتشافى ، سلسله‌اى از مجهولات را بر مجهولات گذشته بشر مىافزايد ؛ بنابراين چه بسا ممكن است روزى دانشمندان بتوانند راز زندگى را