محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

496

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

داديد كه فراريان و كشتگان دشمن روى هم ريختند و بر دوش هم سوار مىشدند ؛ چونان شتران تشنه‌اى كه از آبشخورشان برانند و به هرسو گريزان باشند . واژه‌شناسى الجفاة : تندخويان و سنگدلان . الطّغام : بدكاران . لهاميم : جمع « لهميم » و به معناى اسب يا انسانى كه در دويدن پيشى گرفته باشد . يآفيخ : جمع « يافوخ » و به بخش بالاى مخ مىگويند . السّنام : بلندى پشت شتر . رجل سنيم : مرد گران‌قدر . الوحاوح : جمع « الوحوحة » و به صدايى گفته مىشود كه خشن و زمخت باشد . حسّ : جنگ . خداوند مىفرمايد : « آن‌گاه كه به فرمان او آنان را مىكشتيد تا آنكه سست شديد و در كار جنگ و بر سر تقسيم غنايم با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آن‌چه را دوست داشتيد يعنى غنايم را به شما نشان داد نافرمانى نموديد . برخى از شما دنيا را و برخى از شما آخرت را مىخواهد . سپس براى آنكه شما را بيازمايد از تعقيب آنان منصرفتان كرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است . » « 1 »

--> ( 1 ) . إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ آل عمران / 3 : 152 .