محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

495

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 107 روزى از روزهاى صفين « و قد رأيت جولتكم و انحيازكم عن صفوفكم تحوزكم الجفاة الطّغام و أعراب أهل الشّام و أنتم لهاميم العرب و يآفيخ الشّرف و الأنف المقدّم و السّنام الأعظم و لقد شفى و حاوح صدري أن رأيتكم بأخرة تحوزونهم كما حازوكم و تزيلونهم عن مواقفهم كما أزالوكم حسّا بالنّصال و شجرا بالرّماح تركب اولاهم اخراهم كالإبل الهيم المطرودة ترمى عن حياضها و تذاد عن مواردها . » ترجمه از جاى كنده‌شدن و فرار شما را از صف‌ها ديدم ، فرومايگان گمنام و بيابان‌نشينانى از شام ، شما را پس مىراندند ، در حالى كه شما از بزرگان و سرشناسان عرب و از سران شرف مىباشيد ، برازندگى چشمگيرى داريد و قله‌هاى سرفراز و بلند قامتيد ، سرانجام سوزش سينه‌ام با مقاومت و حملات دلاورانه شما ، تسكين يافت ، كه ديدم شاميان را هزيمت داديد و صف‌هاى آنان را در هم شكستيد و آنان را از لشكرگاه خود را نديد ، آن‌گونه كه آنها شما را كنار زدند . مىديدم با نيزه‌ها آنان را كوفتيد و با تيرها ، آنها را هدف قرار