محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

492

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ابن ابى الحديد مىگويد : « امام عليه السّلام در اين بخش ، آن گروه از يارانش را نكوهش مىكند كه شهرها و سرزمين‌هايش را به سپاه معاويه تحويل دادند ؛ مانند أنبار و . . . » « 1 » خداوند ، عرب را با محمد صلّى اللّه عليه و آله و اسلام ، گرامى و عزيز كرد و اسلام را نيز با آنان ، عزيز ساخت و آنان پرچم اسلام را در شرق و غرب جهان گسترانيدند و زندگى برايشان پاك و دلنشين گشت . امام عليه السّلام در اين بند از اين نعمت ياد مىكند . ( و قد بلغتم من كرامة اللّه تعالى لكم منزلة تكرم بها إماؤكم ) پيش از اين ، از شدت سستى و خوارى همانند بردگان و كنيزكان بوديد . در آيه‌اى به وضعيت آنان پيش از اسلام اشاره شده است : « و به ياد آوريد هنگامى را كه شما در زمين گروهى اندك و مستضعف بوديد . مىترسيديد مردم شما را بربايند . پس خدا به شما پناه داد و شما را به يارى خود نيرومند گردانيد و از چيزهاى پاك به شما روزى داد ، باشد كه سپاسگزارى كنيد . » « 2 » ( و توصل بها جيرانكم ) در كتابهاى لغت آمده است كه واژه « جار » در اين موارد به‌كار مىرود : « كسى كه در نزديكى تو باشد ؛ كسى كه تو را پناه دهد ؛ كسى كه از تو پناه بخواهد . » منظور از « جيران » در اين‌جا هر كسى است كه پيوندى با اهل اسلام دارد . « 3 » ( و يعظّمكم من لا فضل لكم عليه و لا يد لكم عنده و يهابكم من لا يخاف لكم سطوة و لا

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 7 / 176 . ( 2 ) . وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ انفال / 8 : 26 . ( 3 ) . لسان العرب : 4 / 154 ؛ مختار الصحاح : 1 / 49 .