محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

47

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كوشش ، نوعى كار خردمندانه و موافق با دين است . اما با وجود تنبلى و اهمال‌كارى ، حماقت و نادانى است . ( و الشيطان موكّل به ، يزيّن له المعصية ليركبها ، و يمنّيه التوبة ليسوّفها ) هر چيزى كه زشتىها را براى انسان زيبا جلوه دهد ، شيطان آدمى است ؛ چه از نوع ثروت يا وسوسه يا از جنس خود آدمى باشد . ( إذا هجمت منيّته عليه أغفل ما يكون عنها ) در حالى كه او غرق در معصيت و گناه است و توبه را روز به روز به تاخير مىاندازد ، در همين حال مرگ در كمين او است و ناگاه او را درمىربايد . ( فيا لها حسرة على كلّ ذى غفلة أن يكون عمره عليه حجّة ، و أن تؤدّيه أيامه إلى الشّقوة ) امام عليه السّلام بر حال غافلان ، حسرت و اندوه مىخورد ؛ آنانى كه نعمت الهى عمر را غنيمت نشمرده و از انجام كارهاى نيك ، غافل هستند . . . امام عليه السّلام بر حال ناگوار چنين كسانى تأسّف مىخورد كه چگونه فرصت از دست داده و نعمت را به نقمت بدل ساخته‌اند ! حال چنين كسى ، همانند كسى است كه ثروت هنگفتى داشته و همه آن را به زيان خود مصرف كرده و هدر دهد و سرانجام ، در بدبختى و بيچارگى سقوط كند . ( نسأل اللّه سبحانه ، أن يجعلنا و إيّاكم ممّن لا تبطره نعمة ) از خدا مىخواهيم كه نعمت ، ما را به غرور نكشاند و سركش نسازد . ( و لا تقصّر به عن طاعة ربّه غاية ، و لا تحلّ بعد الموت ندامة ، و لا كآبة ) چرا كه نعمت ، اقتضاى شكر منعم و فرمانبردارى از او را دارد ؛ نه آن‌كه از او غافل گشته و معصيتش كنيم .