محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
468
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( حتّى بعث اللّه محمّدا صلّى اللّه عليه و آله شهيدا و بشيرا و نذيرا ) خداوند فرداى آخرت همه آفريدگانش را گرد مىآورد و پيامبر هر امتى بر ايشان گواهى خواهد داد كه پيام خداوند را به آنان رسانده و بشارت و انذار كرده است و نيز علما و فقها و . . . همگى شهادت خواهند داد . ( خير البريّة طفلا ) در منش و رفتارش بهترين بود . ( و أنجبها كهلا ) شخصيتى پاك و سيرتى نيكو داشت . ( أطهر المطهّرين شيمة ) در همه خصال پاكترين بود . ( و أجود المستمطرين ديمة ) در كرم و عطا بهترين بود . به همگان مىداد و چنين وانمود مىكرد كه بيش از آنچه داده است گرفته است . ابوذر مىگويد : « بارى با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به سوى كوه احد بيرون رفتيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من گفت : كوه احد را مىبينى ؟ گفتم : بله اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چهقدر دوست دارم كه به اندازه كوه احد طلا داشته باشم و آن را در راه خدا ببخشم و تنها دو گرم از آن را باقى نهم . » « 1 » اين جاست كه آشكار مىشود راز قيام ابوذر در برابر كسانى كه خداوند در اين آيه از آنها ياد كرده است : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مىخورند و آنان را از راه خدا باز مىدارند و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مىكنند و آن را در راه خدا هزينه
--> ( 1 ) . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهراستى چنين بود ؛ نه دينارى و نه درهى و نه بردهاى و نه ثروتى واگذاشت . بلك تنها زرهاى نزديك يهودى به رهن گذاشته بود تا از او مقدارى جو بگيرد . نك : مجمع الزوائد : 3 / 120 ؛ كنز العمال : 6 / 356 ، ح 16038 ؛ مسند احمد : 1 / 300 .