محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

466

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه تا اين‌كه خدا محمد صلّى اللّه عليه و آله را برانگيخت ، گواهىدهنده ، بشارت‌دهنده ، هشداردهنده . پيامبرى كه بهترين آفريدگان در خردسالى ، و در سن پيرى نجيب‌ترين و بزرگوارترين مردم بود ، اخلاقش از همه پاكان پاك‌تر و باران كرمش از هرچيزى بادوامتر بود . شما اى فرزندان اميه ! زمانى از لذت و شيرينى دنيا بهره‌مند شديد و از پستان آن نوشيديد كه افسارش رها و بند جهازش محكم نبود ( در حكومت عثمان ) ، تا آن‌جا كه حرام دنيا نزد گروهى چونان ميوه درخت سدر بىخار ، آسان و حلال آن دشوار و غير ممكن شد . به خدا سوگند ، دنيايى كه در دست شماست چونان سايه‌اى است گسترده كه زود به‌سر آمد خود نزديك مىشود . امروز زمين براى شما خالى و گسترده و دستهايتان براى انجام هر رفتار نادرستى باز و دست‌هاى رهبران واقعى بسته است . شمشير شما بر آنان مسلط و شمشير آنان از شما بازگرفته شده است . آگاه باشيد هر خونى ، خونخواهى دارد و هر حقى را جستجوگرى است . انتقام‌گيرنده خون‌هاى ما ، چونان حاكمى است كه براى خود داورى كند و او خداوندى است كه از گرفتن كسى ناتوان نگردد و كسى از پنجه عدالت او نمىتواند بگريزد . اى فرزندان اميه ! سوگند به خدا زود باشد كه اين خلافت و دولت را در دست ديگران و در خانه دشمنان خود بنگريد . آگاه باشيد بيناترين چشمها آن است كه در دل نيكىها نفوذ كند و شنواترين گوش‌ها آن‌كه پندها و تذكرات سودمند را در خود جاى دهد .