محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
46
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ساختار ادبى عليه أغفل ما يكون : « أغفل » حال از ضمير « عليه » است . فيا لها : « يا » حرف ندا و منادى محذوف و لام ، لام تعجب است . حسرة : تمييز است و بيانكننده و مفسر « ها » در « لها » مىباشد . مانند « يا لك من عالم » . أن يكون عمره : جمله تاويل به مصدر مىرود و بدل اشتمال از « ذي غفلة » است و نيز ممكن است منصوب به نزع خافض باشد . أن يجعلنا : جمله ، تأويل به مصدر مىرود و مفعول « نسأل اللّه » قرار مىگيرد . الغاية : فاعل « تقصّر » . شرح و تفسير ( فتزوّدوا فى الدنيا ، من الدنيا ما تحرزون به أنفسكم غدا ) جانهايتان را با تقواى خدا در دنيا از عذاب آخرت ، برهانيد . در شرح خطبه 29 نيز توضيح بيشترى در اين باره آمده است . ( فاتّقى عبد ربّه ، نصح نفسه ، و قدّم توبته ، و غلب شهوته ) پس از آنكه از لزوم فراهم كردن توشه براى معاد سخن گفت ، به تفسير تقوا كه توشه جهان آخرت است ، مىپردازد . تقوا بازداشتن نفس از شهوات و خيرخواهى براى آن از راه محاسبه و مراقبه و توبه پيش از مرگ است . ( فإنّ أجله مستور عنه ) ضمير « أجله » به عبد برمىگردد و معناى عبارت چنين است : اگر نمىداند چه زمان و در چه مكانى مىميرد ، پس سزاوار آن است كه همواره آماده مرگ باشد . ( و أمله خادع له ) آرزو به همراه تلاش و