محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

456

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

گرسنه مىشوى و نه برهنه مىمانى و هم اين‌كه در آن‌جا نه تشنه مىگردى و نه آفتاب زده . » « 1 » بنابراين از شور و حماسه خود براى اين جهان فانى بكاه و همه جهان خود را براى آن جهان ماندگار بگذار . ( و كلّ معدود منقض ) زندگى ، ثانيه‌ها و ساعتها را براى تو مىشمرد و اين چنين است كه رو به فنا مىرود . امام عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « انسان هيچ روز جديدى را آغاز نمىكند مگر با فراغ يكى از روزهاى عمرش . » « 2 » ( و كلّ متوقّع آت و كلّ آت قريب ) هرچيزى را كه انتظارش را بكشيم و به‌ويژه مرگ ، روزى فرامىرسد و گويى كه مرگ همچون سايه‌ات در پى تو است . ارزش علم ( العالم من عرف قدره ) تنها آن دسته از دانشمندان ارزش خويش را مىشناسند كه علم خويش را براى دستيابى به مال و مقام در خدمت ثروتمندان قرار ندهند و بلكه آن را براى رفع نيازهاى خويش و هدايت گمراهان هزينه كنند و آن را ابزارى براى فريب و دزدى و اختراع تسليحات كشتار جمعى نسازند . امروزه علم براى ما معجزات فراوان آفريده و آرزوهاى بسيارى را براى انسان محقق ساخته است ولى فسادهايش بيش از سودمندىهايش بوده است و مشاكلى را براى مستضعفان و ميليون‌ها انسان آفريده است و يكى از سرسخت‌ترين دشمنان دين و انسانيت شده است و نيروهاى شر از آن براى ساخت تسليحات جهنمى استفاده كرده و فاجعه‌ها

--> ( 1 ) . إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى * وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى طه / 20 : 118 - 119 . ( 2 ) . « و لا يستقبل يوما من عمره إلّا بفراق آخر من أجله » حكمت : 190 .