محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

440

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عن النّبى : جار و مجرور و متعلق به محذوف است و خبر براى مبتداى محذوف قرار گرفته و در اصل چنين است : « هو نبأ عن النبىّ » . كم : خبرى است و مبتدا و محلا مرفوع است . جمله « يخرق » نيز خبر آن است . من قاصف : تمييز براى لكم است و در اصل چنين بوده است : « كم من قاصف يخرق » . شرح و تفسير ( الأوّل قبل كلّ أوّل و الآخر بعد كلّ آخر ) خداوند هيچ آغاز و پايانى ندارد . در اين باره پيش از اين چند بار سخن گفته شد . اين تعبير در خطبه‌هاى امام عليه السّلام همانندبسم اللّه در سوره‌هاى قرآن است . ( بأوّليّته وجب ) از وجود ذاتى خداوند همه فيض‌ها برمىخيزد و سرچشمه مىگيرد و او اولى است كه پيش از او ديگر اولى نيست . ( بآخريّته وجب ) دوام و ابديت او ، آخرى پس از او نمىنهد . همه سرانجام به او بازخواهند گشت و در يك سخن ، او قديم ازلى و دائم ابدى است . ( أشهد أن لا إله إلّا اللّه شهادة يوافق فيها السّرّ الإعلان و القلب اللّسان ) هيچ خدايى جز او وجود ندارد كه راستين و بىنياز از ديگران و جاويدان باشد . او را خالصانه از هرگونه شائبه شرك مبرّا شمرده و يگانه مىدانيم . يگانه‌پرستى معاصر مىگويد : اگر توحيد ، شعار زندگى مردم گردد ، براى تغيير اين زندگى به حالتى بهتر و زيباتر و راست‌تر بسنده است . معناى اين سخن آن است كه اگر مردم به لوازم و مقتضيات توحيد پايبند باشند ، عدل و صلح در بينشان