محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
441
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فراگير مىشود . در حديثى آمده است : « بهترين چيزى كه من و پيامبران پيش از من به آن فرستاده شدهاند ، كلمه لا إله الا اللّه است . » « 1 » ( أيّها النّاس لا يجرمنّكم شقاقي و لا يستهوينّكم عصياني و لا تتراموا بالأبصار عند ما تسمعونه منّي ) گروهى از منافقان در بين ياران پيامبر بودند كه عبد اللّه بن أبى در رأس آنها بود . در بين ياران امام عليه السّلام نيز منافقانى بودند كه اشعث بن قيس در رأسشان بود . او در هر فرصتى فتنه برمىانگيخت . سيرهنويسان و تاريخنگاران دربارهاش گفتهاند : اشعث براى على عليه السّلام همانند عبد اللّه بن ابى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . هرگاه امام عليه السّلام از غيب براى يارانش مىگفت ، منافقان در بين خود چشمك زده و درگوشى سخن مىگفتند ؛ تا آنكه امام عليه السّلام به رويشان فرياد كشيد و آنان را نكوهش كرد : « دشمنى با من شما را به تكذيب خبرهايى كه به شما مىدهم ، واندارد . » ( فو الّذي فلق الحبّة و برأ النّسمة إنّ الّذي أنبّئكم به عن النّبيّ الامّيّ صلّى اللّه عليه و آله ما كذب المبلّغ و لا جهل السّامع ) هر آنچه به شما خبر دادم ، وحى خداوند به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله است و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از علم خود در اختيار من گذاشت و اگر او نبود من چيزى نمىدانستم . چگونه ممكن است پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دروغ گفته باشد در حالى كه خدا دربارهاش فرمود : « و از سر هوس سخن نمىگويد . اين سخن به جز وحىاى كه وحى مىشود نيست . آن را فرشته شديد القوى به او فرا آموخت . » « 2 » آيا ممكن است من ( امام على عليه السّلام ) در آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم
--> ( 1 ) . الموطأ : 1 / 215 ، ح 32 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 190 . ( 2 ) . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى نجم / 53 : 3 - 5 .