محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
422
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
لا يبقون أ و لستم ترون أهل الدّنيا يمسون و يصبحون على أحوال شتّى فميّت يبكى و آخر يعزّى و صريع مبتلى و عائد يعود و آخر بنفسه يجود و طالب للدّنيا و الموت يطلبه و غافل و ليس بمغفول عنه و على أثر الماضي ما يمضي الباقي ألا فاذكروا هادم اللّذّات و منغّص الشّهوات و قاطع الامنيّات عند المساورة للأعمال القبيحة و استعينوا اللّه على أداء واجب حقّه و ما لا يحصى من أعداد نعمه و إحسانه . » ترجمه خدا را بر نعمتهايى كه عطا فرمود ستايش مىكنيم و در كارهاى خود از او يارى مىجوييم . از او سلامت در دين را خواهانيم آنگونه كه تندرستى بدن را از او درخواست داريم . اى بندگان خدا ، شما را به ترك دنيايى سفارش مىكنم كه شما را رها مىسازد ، گرچه شما جدايى از آن را دوست نداريد ، دنيايى كه بدنهاى شما را كهنه و فرسوده مىكند با اين كه دوست داريد همواره تازه و پاكيزه بمانيد . شما و دنيا به مسافرانى مانيد كه تا گام در آن نهند ، احساس دارند كه به پايان راه رسيدهاند و تا قصد رسيدن به نشانى كردهاند ، گويا بدان دست يافتند ، در حالى كه تا رسيدن به هدف نهايى هنوز فاصلههاى زيادى است . چگونه مىتواند به مقصد رسد كسى كه روز معيّنى در پيش دارد و از آن تجاوز نخواهد كرد مرگ به سرعت او را مىراند و عوامل مختلف او را بر خلاف خواسته خود از دنيا جدا مىسازد .