محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
423
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پس در عزّت و ناز دنيا بر يكديگر پيشى نگيريد و فريب زينتها و نعمتها را نخوريد و مغرور نشويد و از رنج و سختى آن نناليد و ناشكيبا نباشيد ، زيرا عزّت و افتخارات دنيا پايان مىپذيرد و زينت و نعمتهايش نابود مىگردد و رنج و سختى آن تمام مىشود و هر مدّت و مهلتى در آن به پايان مىرسد و هر موجود زندهاى به سوى مرگ مىرود . آيا نشانههايى از زندگى گذشتگان كه برجا مانده شما را از دنياپرستى بازنمىدارد و اگر خردمنديد آيا در زندگانى پدرانتان آگاهى و عبرت آموزى نيست ؟ مگر نمىبينيد كه گذشتگان شما بازنمىگردند و فرزندان شما باقى نمىمانند ؟ ! مگر مردم دنيا را نمىنگريد كه در گذشت شب و روز حالات گوناگونى دارند : يكى مىميرد و بر او مىگريند و ديگرى باقى مانده به او تسليت مىگويند ، يكى ديگر بر بستر بيمارى افتاده ديگرى به عيادت او مىآيد و ديگرى در حال جانكندن است و دنيا طلبى در جستجوى دنياست كه مرگ او را درمىيابد و غفلت زدهاى كه مرگ او را فراموش نكرده است و آيندگان نيز راه گذشتگان را مىپويند . به هوش باشيد ! مرگ را كه نابود كننده لذّتها و شكننده شهوتها و قطعكننده آرزوهاست ، به هنگام تصميم بر كارهاى زشت ، بهياد آوريد و براى انجام واجبات و شكر در برابر نعمتها و احسان بىشمار الاهى ، از خدا يارى خواهيد . واژهشناسى السّفر : جمع سافر به معناى مسافر است . أمّوا : به معناى قصدكردن و عزيمتكردن است . مجرى : از فعل أجرى به اين معنى كه موجب جارىشدن چيزى شد .