محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

375

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جزر النّاقة : « نحر » ( - كشتن ) شتر و تعبير « جزر » درباره گوسفند به معناى سربريدن آن و درباره درخت نخل به معناى كندن آن است . ساختار ادبى ألا : براى آغاز سخن است . أيم اللّه : مبتدا است و خبر آن محذوف كه « قسمى » است . بكم : جار و مجرور و متعلق به محذوف و خبر « يزالون » است و در اصل چنين بوده است : « لا يزالون قائمين بكم » . شوهاء : حال براى « فتنة » است . نحن . . . بمنجاة : مبتدا و خبر است . منها : جار و مجرور ، متعلق به « منجاة » است . أهل البيت : منصوب به « اختصاص » كه عامل نصب آن فعل « أخصّ » در تقدير است . عنفا ، خسفا : مفعول مطلق هستند . لو يروننى : « لو » مصدريه به معناى أن است ولى مانند أن فعل را نصب نمىدهد . لو قدر : « لو » ، براى بيان كم بودن تعداد يا هر چيز ديگرى به‌كار مىرود . « قدر » ، ظرف و منصوب است و به معناى زمان لازم براى سر بريدن حيوان است .