محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

371

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كه حضرت عليه السّلام خود فرمود : « اين علم را خداوند به پيامبرش آموخت و ايشان به من آموخت و از خدا خواست كه سينه‌ام را حافظ آنها گرداند . » « 1 » ( و لو قد فقدتموني و نزلت بكم كرائه الامور و حوازب الخطوب لأطرق كثير من السّائلين و فشل كثير من المسئولين ) اگر من در ميان شما نباشم و حادثه‌اى بر شما فرود آيد هيچ كس را براى بر طرف كردن آن و يا پاسخ دادن به آن نمىيابيد . ( و ذلك إذا قلّصت حربكم ) اگر جنگ بين شما و دشمنانتان دراز گردد . ( و شمّرت عن ساق ) اين تعبير كنايه از شدت و سختى جنگ است . ( و ضاقت الدّنيا عليكم ضيقا تستطيلون أيّام البلاء عليكم ) بلا پس از من شما را خواهد گزيد و آن‌چنان روزگار بر شما سخت خواهد آمد كه يك روز براى شما دراز و پايان‌ناپذير گردد . كسى كه در آرامش و آسايش باشد ، زمان براى او به‌طور طبيعى مىگذرد ولى هر ثانيه‌اى براى انسان گرفتار به اندازه گذر روزها است . همان‌گونه كه متنّبى مىگويد : « شب عاشقان دراز است . » « 2 » ( حتّى يفتح اللّه لبقيّة الأبرار منكم ) خداوند سختى و دشوارى را از شما برنمىدارد مگر آن‌كه آزادگانى از ميانتان به جنگ با ستم و ستم‌كاران برخيزند و در راه حق بر سختىها بردبار باشند و در راه آزادگى و كرامت ، شهادت را به جان خرند . « در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند . » « 3 »

--> ( 1 ) . « ذلك فعلم علّمه اللّه نبيّه صلّى اللّه عليه و آله فعلّمنيه و دعا لي بأن يعيه صدري و تضطمّ عليه جوانحي » خطبه : 128 . ( 2 ) . اين مصرع بخشى از شعر متنبى در مدح سيف الدوله است . نك : ديوان متنبى ( نسخه همراه با شرح عبد الرحيم برقوقى ) : 4 / 195 ، چاپ مصر ، 1357 ه . ق ؛ شرح شافيه ابن حاجب : 4 / 80 . ( 3 ) . إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ رعد / 13 : 11 .