محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

369

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

گماشت . » « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، نيز علم غيب خود را تنها در اختيار كسانى مىگذارد كه خداوند اجازه داده باشد و براى همين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، علم غيب خويش را در اختيار امام على عليه السّلام مىگذاشت . امام عليه السّلام ، خود در اين باره مىفرمايد : « شما به خوبى موقعيت مرا از نظر خويشاوندى و قرابت و منزلت و مقام ويژه نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىدانيد ، او مرا در دامن خويش پرورش داد : من كودك بودم او ( همچون فرزندش ) در آغوش خويش مىفشرد ، و در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مىداد ، بدنش را به بدنم مىچسبانيد و بوى پاكيزه او را استشمام مىكردم ، غذا را مىجويد و در دهانم مىگذاشت . هرگز دروغى در گفتارم نيافت و اشتباهى در كردارم پيدا ننمود . از همان زمان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را از شير بازگرفتند خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك سوق دهد . من همچون سايه‌اى به دنبال آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله حركت مىكردم و او هر روز نكته تازه‌اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مىساخت و مرا فرمان مىداد كه به او اقتدا كنم . وى مدتى از سال ، مجاور كوه حراء مىشد . تنها من او را مشاهده مىكردم و كسى جز من او را نمىديد . در آن روز غير از خانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خانه‌اى كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت . تنها خانه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود كه او و خديجه عليها السّلام ، و من نفر سوم آنها ، اسلام را پذيرفته بوديم . من نور وحى و رسالت را مىديدم و نسيم نبوت را استشمام مىكردم . من به هنگام نزول وحى بر محمد صلّى اللّه عليه و آله صداى ناله شيطان را شنيدم از

--> ( 1 ) . عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً جن / 72 : 26 - 27 .