محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

366

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

امام عليه السّلام پيشنهاد ابو سفيان را مىپذيرفت ، بنى هاشم و بسيارى از مهاجرين و انصار با وى بيعت مىكردند ، ولى امام عليه السّلام مصلحت اسلام و وحدت مسلمانان را ترجيح داد و تنها به اظهار اعتراض عليه ابو بكر اكتفا كرد و فرمود : « من بنده خدا و برادر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سزاوارتر از شما به خلافت و بيعت هستم . ما اهل‌بيت عليهم السّلام تا زمانى كه فقيهى دين‌شناس و آگاه به سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و توانا بر سياست مردم در دفاع از آنان و اجرا مساوات در بينمان باشد ، به خلافت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سزاوارتريم . پس از هواى خويش پيروى نكنيد كه از راه راست گمراه مىشويد . » اين نخستين فتنه‌اى بود كه امام عليه السّلام پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را سركوب ساخت . 2 - فدك را از دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غصب كردند و تلاش كردند خانه‌اش را بر سرش و همسر و فرزندانش عليهم السّلام بسوزانند و امام عليه السّلام براى حفظ وحدت كلمه مردم ، بردبارى پيشه كرد .

--> - بازگشت ، مردى را ديد از مدينه مىآيد . از او پرسيد محمد صلّى اللّه عليه و آله مرد ؟ گفت آرى . گفت چه كسى جانشينش شد ؟ گفت ابو بكر . ابو سفيان گفت آن دو بىنوا على عليه السّلام و عباس چه كردند ؟ مرد گفت در جاى خويش نشسته‌اند . ابو سفيان گفت : به خدا سوگند اگر مرا براى خويش نگه داشته بودند ، نسلشان را بلند مىساختم . سپس افزود من غبارى مىبينم كه جز خون آن را بر جاى خويش نخواهد نشاند . سپس چون به مدينه رسيد در كوچه‌هايش راه مىرفت و مىگفت : اى بنى هاشم ديگر مردم در شما طمع نمىكنند ؛ به‌ويژه خاندان تيم و عدى ، در حالى كه اين امر تنها در شما و از آن شما است و براى آن هيچ كس جز على عليه السّلام سزاوار نيست . نك : العقد الفريد : 3 / 62 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 3 / 120 .