محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

367

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

3 - ابو بكر پس از خود عمر را خليفه ساخت و امام عليه السّلام براى پرهيز از فتنه‌انگيزى سكوت كرد . 4 - عمر خلافت را در قالب شورا به عثمان واگذاشت و باز امام عليه السّلام براى پرهيز از فتنه‌انگيزى سكوت كرد . 5 - طلحه و زبير پيمان شكستند و عايشه را از خانه‌اش بيرون آورده ، فتنه به‌پا كردند و امام عليه السّلام بر آنها همگى چيره شد . 6 - خوارج از دين خارج شدند و در راه مسلمانان به راهزنى و كشتار و ويرانى دست زدند . مردانى از جمله عبد اللّه بن خبّاب « 1 » را سربريده و شكم همسرش را دريده و زنان ديگرى چون امّ سنان را كشتند . امام عليه السّلام با آنها جنگيد و جز اندكى از آنها را زنده وانگذاشت . فتنه‌هاى فراوان ديگرى نيز بود كه امام عليه السّلام به آنها فرصت رشد و گسترش نداد ؛ از جمله شبهاتى كه درباره اسلام پديد مىآيد و زمينه گمراهى را فراهم مىآورد . اين شبهات موجب گشت كه امام عليه السّلام از مردم بخواهد هر سؤالى دارند از ايشان بپرسند . ( فاسألوني قبل أن تفقدوني فو الّذي نفسي بيده لا تسألوني عن شيء فيما بينكم و بين السّاعة و لا عن فئة تهدي مائة و تضلّ مائة إلّا أنبأتكم بناعقها و قائدها و سائقها و مناخ ركابها و محطّ رحالها و من يقتل من أهلها قتلا و من يموت منهم موتا ) گاه قرائن و اسبابى طبيعى نشانگر رخ دادن حادثه‌اى هستند و به انسان امكان

--> ( 1 ) . خوارج وى را در كنار رودخانه‌اى سر بريده و خونش با آب رودخانه مخلوط شد . براى خواندن داستان كشتن عبد اللّه نگاه كنيد : تاريخ طبرى : 4 ، 60 ؛ أسد الغابة : 3 ، 150 ؛ الإصابة ، ابن حجر : 2 ، 294 ؛ و نيز براى آگاهى از شرح حال عبد اللّه بن خباب نك : المعارف ، ابن قتيبه : 317 .