محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
338
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آزمايش قرار دهد . پس روزى گسترده را با فقر و بيچارگى درآميخت و تندرستى را با حوادث دردناك پيوند داد ، دوران شادى و سرور را با غصه و اندوه نزديك ساخت ، اجل و سرآمد زندگى را مشخّص كرد ، آن را گاهى طولانى و زمانى كوتاه قرار داد ، مقدّم يا مؤخّر داشت و براى مرگ ، اسباب و وسائلى فراهم ساخت و با مرگ ، رشتههاى زندگى را درهم پيچيد و پيوندهاى خويشاوندى را از هم گسست تا آزمايش گردند . واژهشناسى جبلّته : آفرينشش . رغد العيش : زندگى خوش و آسوده شد . القرن : صد سال و نيز به دوره زمانى يك تمدن گفته مىشود و گاه نيز براى هر دوره زمانى بهكار مىرود . المقطع : خاتمه و اگر درباره سخن به كار رود منظور جاهايى است كه سخنگو سكوت كرده و سپس ادامه مىدهد و اگر درباره حق بهكار رود ، منظور بخشى از حق است كه باطل را مىكوبد . العقابيل : سختىها . فاق : تهىدستى . الفرج : رهايى از سختى و شدت . الأشطان : طنابها . المرائر : طنابهاى بلند و تابيده شده . ساختار ادبى خيرة : حال براى « آدم » است .