محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

321

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

يك كار گفته مىشود و در اين‌جا معناى سوم مورد نظر است و خلاصه آن اين است كه ترس و اميد عامل اصلى عبادت فرشتگان و پيوستگىشان در فرمانبردارى از خداوند است . ( لم تنقطع أسباب الشّفقة منهم فينوا في جدّهم ) منظور از « شفقت » در اين‌جا ترس است و « ينوا » به معناى سست‌شدن و خسته‌شدن و تبلى كردن است . معناى اين بند آن است كه تلاش آنان در جلب خوشنودى خداوند از احساس ترسشان نسبت به خداوند برمىخيزد و چون اين ترس هميشگى و پيوسته است ، تلاششان نيز چنين است . ( و لم تأسرهم الأطماع فيؤثروا وشيك السّعي على اجتهادهم ) فرشتگان در غير از پاداش و خوشنودى خداند طمعى ندارند و براى همين سخت‌ترين كارها را بر آسانىها ترجيح مىدهند . امام عليه السّلام مىفرمايد : « بهترين كارها ، آنى است كه خود را بر انجام آن وادار كنى » « 1 » ؛ يعنى بهترين كارها سخت‌ترين و دشوارترين آنها است . ( و لم يستعظموا ما مضى من أعمالهم ) آنان كارهاى خود را در حق خداوند هيچ مىپندارند . ( و لو استعظموا ذلك لنسخ الرّجاء منهم شفقات وجلهم ) ترس و اميد بايد به يك اندازه باشد تا مكلّف در انجام اعمال خويش پيوسته باشد . اگر يكى از آن دو بر ديگرى فزونى يابد ، نتيجه آن احساس تنبلى و كاهلى است . احساس بزرگ‌بينى در انجام كارهاى نيك ناشى از فزونى يافتن اميد بر ترس است و براى همين فرشتگان ، از آن دورى مىكنند . ( و لم يختلفوا في ربّهم باستحواذ الشّيطان عليهم ) همانند مردم زمين در وجود و يگانگى و صفات خداوند اختلاف نمىكنند . ( و لم يفرّقهم سوء التّقاطع )

--> ( 1 ) . « أفضل الأعمال ما أكرهت نفسك عليه » حكمت : 248 .