محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
322
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دلهايشان يگانه و هدفشان يكى است . ( و لا تولّاهم غلّ التّحاسد ) بر چه چيزى رشك برند ؛ در حالى كه نه معده دارند و نه غريزه جنسى و نه مسكن و نه ماشين و نه بانك و نه زمين و نه خدم و حشم و . . . ( و لا شعّبتهم مصارف الرّيب ) شك و بدگمانى آنان را از يكديگر جدا و دور نمىسازد . ( و لا اقتسمتهم أخياف الهمم ) همتهايشان يكى است و آن تلاش در فرمانبردارى از خداوند است كه در انجام آن به بالاترين مراتب رسيدهاند . ( فهم اسراء إيمان لم يفكهم من ربقته زيغ و لا عدول و لا ونى و لا فتور ) آنان در راه روشن خداوند گام بر مىدارند و از آن به هيچوجه منحرف نمىشود . ( و ليس في أطباق السّماء موضع إهاب إلّا و عليه ملك ساجد أو ساع حافد ) اين بند كنايه از كثرت جمعيت فرشتگان است . ( يزدادون على طول الطّاعة بربّهم علما ) هرچه ، بر طاعت خويش بيافزايند ، دانششان نسبت به عظمت خداوند فزونى مىيابد . . . همانند كسى كه در انجام حرفه خويش ، هرچه بيشتر تلاش كند ، مهارت بيشترى مىيابد . ( و تزداد عزّة ربّهم في قلوبهم عظما ) كسى كه دانش خداشناسى او فزونى يابد ، خدا را بيشتر بزرگ مىدارد ؛ چرا كه اندازه بزرگداشت خدا به اندازه دانش ما نسبت به او است و از قديم گفتهاند كه مردم دشمن چيزهايى هستند كه آنها را نمىدانند . « 1 » زمين ( 21 - 23 ) « كبس الأرض على مور أمواج مستفحلة و لجج بحار زاخرة تلتطم أواذيّ أمواجها و تصطفق متقاذفات أثباجها و ترغو زبدا كالفحول عند
--> ( 1 ) . اين عبارت مضمون حكمت صد و هفتاد و يكم نهج البلاغه است .