محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
299
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يافتهاند و هر يك از آنها كاركرد خود را دنبال مىكند و براى هدف خاصى مسخّر شده است . شكى نيست كه قوانين طبيعت ، سبب مستقيم اين نظم موجود هستند ؛ ولى به راستى اين قوانين را چه كسى ايجاد كرده است و حركت و كاركرد سيّارات را به آنها منوط كرده است ؟ ! گريزى نيست كه سلسله اسباب و علتها ، هرچند طولانى گردد ، سرانجام ما را به مبدأ نخستى مىرسانند كه ديگر سببى براى او فرض نمىشود . در غير اين صورت ، هيچ چيز از وجود به عدم راه نمىيابد . ( و لاحم صدوع انفراجها ) خداوند اجزاء هر جرم آسمانى را به يكديگر پيوند داده است . ( و وشّج بينها و بين أزواجها ) خداوند با وجود فاصله زياد ، بين سيارات مختلف ، جاذبه و پيوند برقرار كرده است . ( و ذلّل للهابطين بأمره و الصّاعدين بأعمال خلقه حزونة معراجها ) شيخ محمد عبده مىگويد : « منظور از هابطين و صاعدين ، ارواح علوى و سلفى است . » « 1 » شارح ديگرى مىگويد : منظور فرشتگان است . « 2 » منظور هر چه كه باشد ، در روايات اهلبيت عليهم السّلام آمده است كه سيارات آسمانى حتى خورشيد مسكونى هستند ؛ اگر زندگى براى ما آدميان در آنجا ممكن نباشد ، اين به آن معنى نيست كه هيچگونه ديگرى از زندگى در آن وجود نداشته باشد . چرا كه اجسام و ارواح متناسب با شرايط و پيرامون خود ، همگون و سازگار مىشوند ؛ مانند زندگى ماهى در آب و اردك در خشكى و برخى از موجودات زنده در فضا و برخى ديگر در چاههاى نفت و نيز حيوانات و حشرات و
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 166 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 420 .