محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
285
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
چگونگى ذات تو را درك كنند و در خيال و وهم نيايى تا تو را محدود و داراى حالات گوناگون پندارند . واژهشناسى ارتمى : باب افتعال و مطاوعه « رمى » است . در اينجا به معناى شتاب گرفتن آمده است . منقطع الشىء : پايان هر چيزى . فكر المبرّأ : انديشه ناب و خالص از شائبه . ملكوت اللّه : سلطه و پادشاهى خداوند . الوله : جزع و زوال عقل . غمضت : پنهان شد . المداخل : جمع « مدخل » به معناى راه ورود است . تجوب : مىگسلد . المهاوى : هلاككنندهها . سدف : جمع « سدفة » به معناى تاريكى . متخلّصة : آنچه در پى آزمودن و پالايش ، پاك و آراسته شده است . جبهت : نوميد گشت . الاعتساف : انحراف . الرّويّات : جمع « الرّويّة » به معناى تأمّل و بهكارگيرى انديشه . احتذى عليه : از او الگو گرفت . المساك : وسيله گرفتن چيزى . الحقاق : جمع « حق » به نوك استخوان در تلاقى با مفصل گفته مىشود .