محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
286
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
غيب الضّمير : منظور از آن علم و يقين است . نحلوك : به تو دادند . الحلية : صفت . ساختار ادبى أن يقع : تأويل به مصدر مىرود و مفعول « حاول » است . ردعها : جواب « إذا ارتمت » است . و هى تجوب : واو از نوع حاليه است . و متخلّصة : حال دوم براى عقول است . معترفة : حال براى ضمير مستتر در « جبهة » است . الّذى ابتدع : صفت براى « جلال عزّته » است و منظور از « جلال » در اينجا خداوند است . همچنين ممكن است خبر براى مبتداى محذوف باشد كه در اصل چنين بوده است : « هو الذى ابتدع » . أرانا : فاعل مستتر در آن به خداوند بازمىگردد و « نا » مفعول اول براى آن است « ما دلّنا » مفعول دوم براى آن است . أن يقيمها : تأويل به مصدر مىرود و متعلق به « الحاجة » است . لم يعقد : خبر براى « أنّ من شبّهك » است . شرح و تفسير امام عليه السّلام در آغاز خطبه از چهار جمله شرطيه استفاده كرده است كه معناى نزديك با هم و ساختار متفاوت دارند : 1 - ( هو القادر الّذي إذا ارتمت الأوهام لتدرك منقطع قدرته ) هرچه براى شناخت قدرت خداوند شتاب كنند ، ناكام مىمانند .