محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

284

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پديده‌ها را از هيچ آفريد ، نمونه‌اى در آفرينش نداشت تا از آن استفاده كند و يا نقشه‌اى از آفريننده‌اى پيش از خود ، كه از آن در آفريدن موجودات بهره گيرد و نمونه‌هاى فراوان از ملكوت قدرت خويش و شگفتىهاى آثار رحمت خود ، كه همه با زبان گويا به وجود پروردگار گواهى مىدهند را به ما نشان داده كه بىاختيار ما را به شناخت پروردگار مىخوانند . در آن‌چه آفريده آثار صنعت و نشانه‌هاى حكمت او پديدار است كه هر يك از پديده‌ها حجّت و برهانى بر وجود او مىباشند ، گرچه برخى مخلوقات ، به ظاهر ساكت‌اند ، ولى بر تدبير خداوندى گويا و نشانه‌هاى روشنى بر قدرت و حكمت اويند . خداوندا ! گواهى مىدهم آن كس كه تو را به اعضاى گوناگون پديده‌ها و مفاصل به هم پيوسته كه به فرمان حكيمانه تو در لابلاى عضلات پديد آمده تشبيه مىكند ، هرگز در ژرفاى ضمير خود تو را نشناخته و قلب او با يقين انس نگرفته است و نمىداند كه هرگز براى تو همانندى نيست . گويا بيزارى پيروان گمراه از رهبران فاسد خود را نشنيده‌اند كه مىگويند : « به خدا سوگند ما در گمراهى آشكار بوديم كه شما را با خداى جهانيان مساوى پنداشتيم . » دروغ گفتند مشركان كه تو را با بت‌هاى خود همانند پنداشتند و با وهم و خيال خود گفتند پيكرى چون بتهاى ما دارد و با پندار نادرست تو را تجزيه كرده و با اعضاى گوناگون مخلوقات تشبيه كردند . خدايا گواهى مىدهم آنان كه تو را با چيزى از آفريده‌هاى تو مساوى شمارند از تو روى برتافته‌اند و آن كه از تو روى گردان شود بر اساس آيات محكم قرآن و گواهى براهين روشن تو ، كافر است . تو همان خداى نامحدودى هستى كه در انديشه‌ها نگنجى تا