محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

266

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

راه تلاش و كوشش به‌دست مىآيد : « اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى خدا بخوريد . » « 1 » ( و الشّمس و القمر دائبان في مرضاته ) خورشيد و ماه در انجام كار تعيين شده برايشان ، پيوسته هستند و بر مبناى قوانين و سنت هستى حركت مىكنند و از آن منحرف نمىشوند . اگر اين قانون ثابت و پيوسته در هستى وجود نداشت ، هيچ‌چيز در ميدان علم قابل شناخت نبود و بلكه به عبارت ديگر هيچ اثرى از علم وجود نداشت . . . به‌راستى اين قوانين و ويژگىهاى آن از طبيعت كور يا تصادف به دست آمده است ؟ چگونه است كه ما كارهاى خويش را بر مبناى تصادف تفسير نمىكنيم و اين جهان بزرگ را بر مبناى تصادف مىانگاريم ؟ بنابراين گريزى از ايمان به نيرويى دانا و حكيم نيست . ( يبليان كلّ جديد و يقرّبان كلّ بعيد ) حركت خورشيد و ماه به گذر روزها و سالها مىانجامد و زمان سبب كهنگى اشيا مىشود ؛ همان‌گونه كه امام عليه السّلام در وصيت به فرزندش فرمود : « او كه بر شب و روز سوار است ، او را هرچند ايستاده باشد با خود مىبرند . » « 2 » ( قسم أرزاقهم ) روزى بين بندگان خداوند تقسيم مىشود ؛ بر مبناى قاعده‌اى كه در اين آيه آمده است : « اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد . پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى خدا بخوريد . » « 3 » خداوند با هيچ يك از مردم دوستى ندارد تا مفت و مجانى به آنها چيزى

--> ( 1 ) . هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ ملك / 67 : 15 . ( 2 ) . « من كانت مطيّته اللّيل و النّهار فإنّه يسار به و إن كان واقفا » نامه : 31 . ( 3 ) . هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ ملك / 67 : 15 .