محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
267
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بدهد ؛ بلكه او بر مبناى قوانينى كه قرار داده است با مردم برخورد مىكند و خداوند هيچ قانونى بر خلاف سنت طبيعت وضع نمىكند ؛ چه اينكه واضع شريعت و خالق طبيعت هر دو يكى است . از اينرو خداوند ، اصلاح امور مردم را به هماهنگى كارهايشان با قوانين كلى جهان هستى و طبيعت پيوند داده است . بنابراين هر كس اهمال و كاهلى كند و در پى علتها برنخيزد و تنبلى را بر تلاش و خرافه را بر علم برگزيند ، ناگزير خود مسئول بيچارگى و مشكلات خويش است . ( و أحصى آثارهم و أعمالهم و عدد أنفاسهم و خائنة أعينهم و ما تخفي صدورهم من الضّمير و مستقرّهم و مستودعهم من الأرحام و الظّهور إلى أن تتناهى بهم الغايات ) منظور از « غايات » سرنوشت انسان در رسيدن به خوشبختى يا بدبختى در جهان آخرت است . در برخى از خطبههاى نهج البلاغه آمده است : « بهشت سرانجام سبقتگيرندگان و آتش جهنم سرانجام كمكاران است . » « 1 » خلاصه آن كه ، خداوند بر همه چيز گواه و پاسبان است . علم او به پديدهها بيش از خودشان است ؛ چرا كه او آفريدگار و مالكشان است . ثروت توكل ( 2 ) « هو الّذي اشتدّت نقمته على أعدائه في سعة رحمته و اتّسعت رحمته لأوليائه في شدّة نقمته قاهر من عازّه و مدمّر من شاقّه و مذلّ من ناواه و غالب من عاداه من توكّل عليه كفاه و من سأله أعطاه و من
--> ( 1 ) . « فالجنّة غاية السّابقين و النّار غاية المفرّطين » خطبه : 157 .