محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
265
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
منظور امام عليه السّلام از « حجب » فراوان سخن گفتهاند . از جمله : « خداوند هفتاد حجاب از نور و ظلمت دارد . » « 1 » اين مطلب به استناد روايتى گفته شده كه بحار الانوار آن را از الدرّ المنثور نقل كرده است . اين روايت نه سند و نه معناى درستى دارد . ديگرى گفته است : منظور از « حجب » تاريكىهاى نفس و شهوات آن است . بهنظر مىرسد نفى « حجاب » از خداوند در اينجا از نوع سلب به انتفاع موضوع است ؛ يعنى خداوند از اساس زمينه داشتن حجاب را ندارد . مانند آنكه گفته مىشود خداوند فرزند ندارد . چرا كه حجاب مفهومى اضافى است كه حتما بين دو نفر پديد مىآيد : چيزى كه حجاب مىشود و چيزى كه بر آن حجاب پوشانده مىشود و حال كه خداوند هيچ ثنويتى در او فرض نمىشود . ( ذلك مبتدع الخلق و وراثه ) هنگامى كه خداوند بود ، هيچ چيز ديگرى وجود نداشت تا پوشيده يا غير پوشيده باشد . بديع به كسى يا چيزى گفته مىشود كه مانند و همتايى براى او نيست . « مبتدع الخلق » يعنى آفريدن چيزى از نو و بدون وجود الگويى از پيش . . . شايد گفته شود كه چگونه خداوند ، خود را وارث مىنامد در حالى كه او مالك نخست و اصيل همه اشيا است و همه مالكان ، ملك خود را از او گرفتهاند : « زمين از آن خداست آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مىدهد و فرجام نيك براى پرهيزگاران است . » « 2 » روشن است كه منظور از « وارث » معناى عرفى آن نيست بلكه منظور از وارث زنده جاويدانى است كه پايانى براى او نيست . ( و إله الخلق و رازقه ) روزى از
--> ( 1 ) . شرح اصول كافى : 3 / 205 ؛ بحار الأنوار : 55 / 45 . ( 2 ) . إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ اعراف / 7 : 128 .