محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

258

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىگويم . شنوايى امروز شما از شنوايى آنها كمتر نيست . همان چشم‌ها و قلب‌هايى كه به پدرانتان دادند به شما نيز بخشيدند . به خدا سوگند ! شما پس از آنها مطلبى را نديده‌ايد كه آنها نمىشناختند و شما به چيزى اختصاص داده نشديد كه آنها محروم باشند . به‌راستى ، حوادثى به شما روى آورده مانند شترى كه مهار كردنش مشكل است و ميان‌بندش سست و سوارى بر آن دشوار است . مبادا آن‌چه كه مردم دنيا را فريفت شما را بفريبد كه دنيا [ دامى است مانند ] سايه‌اى گسترده و كوتاه [ كه ] تا سرانجامى روشن و معيّن [ يعنى مرگ ] است . واژه‌شناسى الأحقاب : جمع « حقب » و به دوره هشتاد ساله گفته مىشود و برخى نيز گفته‌اند به بيش از هشتاد سال گفته مىشود . القرون : جمع « قرن » به معناى صد سال و برخى نيز گفته‌اند به كمتر از صد سال گفته مىشود . الجيل : به يك نسل در يك دوره زمانى گفته مىشود . لا اصفيتم : برگزيده و ويژه نشديد . الخطام : آن‌چه در بينى شتر گذاشته مىشود تا به‌وسيله آن رانده شود . البطان : كمربند . ساختار ادبى ببعيد : باء زائده است و « بعيد » خبر « انتم » و اگر « ما » شبيه به ليس عمل بكند ، مىتواند خبر آن هم باشد . من اليوم ، من يوم : متعلق به « بعيد » هستند .