محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

249

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى قطّ : ظرف زمان است و شامل زمان گذشته مىشود . يا عجبا : مفعول مطلق و منصوب است . منادا نيز حذف شده و در اصل « يا قوم » بوده است . همچنين مىتوان « عجبا » را منادا در نظر گرفت و تنوين آن را در عوض حذف مضاف شمرد . بنابراين در اصل چنين بوده است : « أحضر يا عجبى » . مالى : مبتدا و خبر . شرح و تفسير ( فإنّ اللّه سبحانه لم يقصم جبّاري دهر قطّ إلّا بعد تمهيل و رخاء ) جنگهاى عليه انسانيت را ستمگران روزگار به پا كرده‌اند و توطئه‌هاى فراوان بافته‌اند و عليه آزادى شورشها كرده‌اند و ملتها را براى كاميابى خويش به‌كار گرفته‌اند . خداوند مدت زمانى آنها را مهلت مىدهد و سپس از جايى كه فكرش را نمىكنند ، گرفتارشان مىسازد . همه ديدند ، چه بر سر هيتلر آمد ؛ او كه از استعمار همه كره زمين سخن مىگفت و به كمتر از شرق و غرب آن راضى نبود . افراد زيادى در گذشته و آينده مانند او بوده و خواهند بود و هوسهاى آنها كمتر از وى نيست و نخواهد بود و سرنوشت همه آنها به يارى خداوند و به تلاش سازندگان تاريخ و تمدن همان خواهد بود . ( و لم يجبر عظم أحد من الامم إلّا بعد أزل و بلاء ) ملتهاى مستضعف بدون فداكارى و بردبارى ، از دست ستمگران سركش رهايى نخواهند يافت و به اهداف خويش نخواهند رسيد . . . نمونه آن در خصوص ملت ويتنام در هند و چين ديده مىشود . ( و في دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر )