محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
223
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورىها و دشوارىها را بر خود نزديك و آسان ساخته است . حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته ، همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيكو ، فراوان انجام داده است . از چشمه گواراى حق سيراب گشته ، چشمهاى كه بهآسانى به آن رسيد و از آن نوشيده و سيراب گرديد . در راه هموار و راست قدم برداشته ، پيراهن شهوات را از تن بيرون كرده و جز يك غم ، از تمام غمها خود را مىرهاند و از صف كوردلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد . كليد بازكننده درهاى هدايت شد و قفل درهاى گمراهى و خوارى گرديد . راه هدايت را با روشندلى ديد و از همان راه رفت و نشانههاى آن را شناخت و از امواج سركش شهوات گذشت . به استوارترين دستاويزها و محكمترين طنابها چنگ انداخت . واژهشناسى استشعر الحزن : اندوهگين شد . تجلبب الخوف : ترسيد . زهر : خالص و تابناك شد . القرى : آنچه براى مهمان آماده مىشود . النّهل : ابتداى نوشيدن . منظور در اينجا نوشيدن به اندازه كفايت است . جدد : زمين سخت و هموار . الغمار : جمع « الغمر » و به آب فراوان گفته مىشود . العروة : هر چيزى مانند حلقه كه با دست گرفته مىشود . ساختار ادبى عبدا : اسم موخر « إنّ » است .