محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

210

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شيء و القوّة على كلّ شيء ) فرق بين قوه و غلبه آن است كه اولى وسيله آفرينش و دومى وسيله چيرگى بر پديده‌هايى است كه از قبل آفريده شده‌اند . ( فليعمل العامل منكم في أيّام مهله قبل إرهاق أجله و في فراغه قبل أوان شغله و في متنفّسه قبل أن يؤخذ بكظمه و ليمهّد لنفسه و قدمه و ليتزوّد من دار ظعنه لدار إقامته ) شرح اين بند پيش از اين گذشت . « 1 » خلاصه مطلب آن‌كه علم به تنهايى سودى ندارد و ايمان به تنهايى نيز كافى نيست . مهم آن است كه عمل از روى بصيرت باشد . انسان تا زمانى كه روى زمين است مىتواند ، عمل كند ؛ اما چون بميرد ديگر دستش از اعمال دنيا بريده مىشود . پس عاقل بايد پيش از مرگ توشه خود را از اعمال نيك بردارد . ( فاللّه اللّه أيّها النّاس فيما استحفظكم من كتابه و استودعكم من حقوقه ) ضمير در « حقوقه » به « كتاب » بازمىگردد و معناى اين بند چنين است : خداوند شما را بر قرآن خويش امانت‌دار گماشته است و آن را به وديعت نزد شما نهاده است . پس تقواى خداوند را پيشه خود كنيد و قرآن را قدر بدانيد و به احكام آن عمل كنيد . شبيه اين مطلب در آيه‌اى از قرآن آمده است : « به سبب آن‌چه از كتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند . » « 2 » ( فإنّ اللّه سبحانه لم يخلقكم عبثا و لم يترككم سدى ) دانشهاى اتمى و سفر انسان به ماه نشان داد كه آدمى توانايىها و نيروهاى فراوانى دارد كه اگر همه آنها را به‌كار گيرد ، هيچ موجود ديگرى غير از خداوند نمىتواند بر او برترى يابد . در حديثى قدسى آمده است : « بنده من ! فرمانبردار من باش تا همانند

--> ( 1 ) . نك : خطبه‌هاى 77 و 78 و 84 . ( 2 ) . بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ مائده / 5 : 44 .