محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

205

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و لا تناله التّجزئة و التّبعيض ) تجزيه از خواص اجسام است و خداوند جسم نيست ؛ چرا كه اگر جسم بود به مكان نياز داشت . . . همچنين تجزيه به تركيب مىانجامد و مركب به اجزايش نيازمند است . . . افزون بر آن‌كه تجزيه بر وجود كثرتى دلالت مىكند و خداوند يگانه است . ( و لا تحيط به الأبصار و القلوب ) عطف تفسير به « لا تقع الاوهام . . . » و « لا تعقد القلوب . . . » است . ( فاتّعظوا عباد اللّه بالعبر النّوافع و اعتبروا بالآي السّواطع و ازدجروا بالنّذر البوالغ ) مرگ ، روشنترين نشانه و پند و اندرز است ؛ چه اين‌كه گدايان و پادشاهان براى آن ، يكسان و مساوى هستند و اگر مردم در چيزهاى ديگر خويش نيز مساوات به كار مىبستند ، همه يكديگر را دوست مىداشتند . چه كم يافت مىشود كسى كه به اين وصيت عمل كند : آن‌چه را براى خود دوست مىدارى براى ديگران دوست بدار و آن‌چه را براى خود بد مىدانى ، براى ديگران هم بد بدان . « 1 » ( و انتفعوا بالذّكر و المواعظ ) اين مطلب در آيه‌اى از قرآن نيز آمده است : « در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد . » « 2 » و نيز « و در زمين فساد مجوى . » « 3 » و نيز « با آن طايفه‌اى كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . » « 4 » ( فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة و انقطعت منكم علائق الامنيّة ) چون مرگ بيايد ، آرزوها بر باد مىرود و پيوندها مىگسلد . ( و دهمتكم مفظعات الامور )

--> ( 1 ) . « فأحبب لغيرك ما تحبّ لنفسك و اكره له ما تكره لها » نامه : 30 . ( 2 ) . وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى مائده / 5 : 2 . ( 3 ) . وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ قصص / 28 : 77 . ( 4 ) . فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ حجرات / 49 : 9 .