محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

199

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

أكبر مكيدته أن يمنح القوم سبّته ) آن‌گاه كه آتش جنگ شعله‌ور شده و شمشيرها در هم فرو روند خود را با هر ننگى از مرگ نجات مىدهد . امام عليه السّلام اشاره به ماجراى عمروعاص در جنگ صفين دارد « 1 » و اين كه چگونه با كفش عورت خويش ، جان خود را ربود . از اين روى ، بعدها وى ضرب المثلى براى كسى شد كه جان را با انجام عار و ننگ مىخرد . شاعر در اين باره مىگويد : « سودى در از بين بردن سختى و آزار با پذيرش عار و ننگ نيست ؛ آن‌گونه كه عمرو انجام داد . » « 2 » ( أما و اللّه إنّي ليمنعني من اللّعب ذكر الموت ) هيچ كس به اندازه و مانند امام عليه السّلام ، مرگ و سختىها و رنجهاى پيش از آن را خوب توصيف نكرده است . در هر سخن و گفته‌اى از امام عليه السّلام ، نشانه‌هايى در اين باره و نيز هشدار نسبت به گناهان و غره شدن به زندگى دنيا به چشم مىخورد تا آن‌جايى كه مىتوان اين موضوع را ته‌مايه مشترك همه گفته‌هاى امام عليه السّلام دانست . امام عليه السّلام از منظر مرگ به دنيا نظر مىافكند و زيبايىهاى آن را از زاويه مرگ مىسنجد . از اين روى خطاب به دنيا مىگويد : « زندگى در تو كوتاه است و رنجهاى تو آسان است و آرزوهايت پست و ناچيز است . آه ! از كمى توشه و دورى راه و دورى سفر و بزرگى مقصد . » همچنين از اين روى دنيا را سه طلاقه كرد . « 3 »

--> ( 1 ) . اين داستان به گزارشهاى مختلف در منابع تاريخى آمده است و همه آنها به هم نزديك هستند . براى نمونه نك : الإمامة و السياسة ، ابن قتيبه : 1 / 127 ؛ وقعة صفين : 406 ؛ طبقات ابن سعد : 7 / 188 . ( 2 ) . « و لا خير فى دفع الأذى بمذلّة * * * * كما ردّها يوما بسوأته عمرو » . ( 3 ) . « يا دنيا يا دنيا إليك عنّي ، أبي تعرّضت أم إليّ تشوّقت ؟ لا حان حينك هيهات غرّي غيري لا حاجة لي فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها فعيشك قصير و خطرك يسير و أملك حقير آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد -