محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
196
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مرتكب مىشود . درخواست مىكند و اصرار مىورزد . اگر چيزى از او بخواهند بخل مىورزد . به پيمان خيانت مىكند و پيوند خويشاوندى را قطع مىنمايد . پيش از آغاز نبرد در هياهو و امر و نهى بىمانند است تا آنجا كه دستها به سوى قبضه شمشيرها نرود . اما در آغاز نبرد و برهنه شدن شمشيرها ، بزرگترين نيرنگ او اين است كه عورت خويش آشكار كرده ، فرار نمايد . آگاه باشيد به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از شوخى و كارهاى بيهوده باز مىدارد ؛ ولى عمروعاص را فراموشى آخرت از سخن حق بازداشته است . با معاويه بيعت نكرد ؛ مگر بدان شرط كه به او پاداش دهد و در برابر ترك دين خويش ، رشوهاى تسليم او كند . واژهشناسى الدّعابة : شوخى . التّلعابة : بازى كردن زياد . الإلّ : رابطه خويشاوندى . اعافس : بازى مىكنم . امارس : تمرين مىكنم . يلحف : اصرار مىكند . خداوند مىفرمايد : لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً . « 1 » السّبّتة : زشتى . أتيّة : هديه .
--> ( 1 ) . « از مردم به اصرار درخواست نمىكنند . » بقره / 2 : 273 .