محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
184
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بدون آنكه نياز به خواندن مجدد آنها داشته باشيم . اين نيز از فوايد حافظه است و بهعبارت ديگر ، اگر حافظه نبود نه دانشى و نه تمدنى بهپا مىشد و نه زندگى استوار مىگشت . اين يكى از تفاوتهاى انسان و حيوان است . حيوان ، هيچ تصورى از گذشته و آينده خودش ندارد . در كتاب « هوش ميمونها » از « كهلر » آمده است : « اگر ميمون ، موزى را آويخته ببيند و در همان زمان عصايى را نيز ببيند ، بىدرنگ از عصا براى گرفتن موز استفاده مىكند . اما اگر عصايى را ببيند و سپس موز را ، در اين صورت به هنگام ديدن موز به ياد عصا نمىافتد ؛ زيرا او حافظه و تمركز ندارد . براى همين ، ميمونها عليرغم آنكه باهوشترين و زيركترين حيوانات هستند ، تاريخ و فرهنگ ندارند . 2 - سخنگويى : سخن گفتن نيز از بزرگترين شگفتىهاى انسان است . انسان با سخن گفتن از خداوند و هستى ياد مىكند و وحى بهوسيله آن فرود مىآيد و رفتار و انگيزههاى انسان به وسيله آن بيان مىشود و علوم و آداب و هنرها بر آن استوار است . دانشمندى قديمى گفته است : علم به همه چيز مىپردازد و همه چيز در علم با واژگان بيان مىشود . نظريات نوين نيز مىگويند : زبان ، تنها وسيله تعبير از انديشهها نيست بلكه جزئى تجزيهناپذير از روند انديشيدن است . دكتر زكى نجيب محفوظ مىگويد : « تكوين انديشهها ، پيوند