محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
185
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ناگسستنى با تكوين واژگان دارد . » « 1 » كندياك مىگويد : روند انديشه بدون به كارگيرى زبان و نشانههاى آن ناممكن است . بنابراين انسان ، همان زبان است براى آنكه زبان جزئى از انديشه است و قوام آدمى به انديشه است . چه دليلى بالاتر از اين كه تمام تلاشهاى آدمى و ثمره همه انديشههاى او جز آنچه از راه زبان بر سنگها و صفحات كتابها باقى مانده است ، بقيه همگى از بين رفته است . 3 - بينايى : نعمت بينائى همانند نعمت بصيرت است . انسان چيزى جز حواس و عقلش نيست و اگر اينها را نداشت ، تفاوتى با موجودات بيجان نداشت و تفاوتى بين روشنى و تاريكى نمىگذاشت . . . سخن از فوايد بينايى همانند سخن از فوايد آب و روشنايى ، بديهى است . امام عليه السّلام در اين بند به هدف بينايى و بصيرت اشاره مىكند : ( ليفهم معتبرا ) خداوند نعمت بينايى و بصيرت را به انسان بخشيده تا از تجارب حسى خويش سود برد و بهوسيله آنها اشتباهات خويش را بشناسد و درست و نادرست را و سودمند و زيانبار را تشخيص دهد و اولى را انجام دهد و از دومى پرهيز كند : ( و يقصّر مزدجرا ) . ( حتّى إذا قام اعتداله ) زمانى كه اعضاى بدن انسان ، كامل و استوار گشت . خداوند مىگويد : « انسان را در بهترين شكل آفريديم . » « 2 » ( و استوى مثاله ) قامتش به سرحد كمال رسيد . ( نفر مستكبرا ) از آيات و احكام الهى روى گرداند و سركشى كرد : « . . . و اين چنين خداوند بر دل هر متكبر گردنكشى
--> ( 1 ) . نك : تجديد الفكر العربى ، دى تراسى . ( 2 ) . لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ تين / 95 : 4 .