محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

180

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آخرت مىرود كه فرزندان و برادران ، او را به دوش كشيده تا سرمنزل غربت به آن‌جا مىبرند كه ديگر او را نمىبينند و آن‌جا جايگاه وحشت است . امّا هنگامى كه تشييع كنندگان بروند و مصيبت‌زدگان بازگردند ، در گودال قبر نشانده ، براى پرستش حيرت‌آور و امتحان لغزش‌زا ، زمزمه غم‌آلود دارد . بزرگ‌ترين بلاى آن‌جا ، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگى شعله‌ها و نعره‌هاى آتش است كه نه يك لحظه آرام گيرد تا استراحت كند و نه آرامشى وجود دارد كه از درد او بكاهد و نه قدرتى كه مانع كيفر او شود . نه مرگى كه او را از اين همه ناراحتى برهاند و نه خوابى كه اندوهش را بر طرف سازد . در ميان انواع مرگ‌ها و ساعت‌ها مجازات گوناگون گرفتار است . به خدا پناه مىبريم . واژه‌شناسى شغف : جمع « شغاف » به معناى پوسته قلب است و برخى آن را به معناى دريچه‌هاى آن دانسته‌اند . به هرروى در اين‌جا منظور ، پوسته پيرامون نوزاد در زهدان مادرش است . دهق الكأس دهاقا : جام را پر يا آن را به شدت خالى كرد . واژه « دهاق » از اضداد است . نطفة دهاقا : نطفه را با فشار ريخت و يا آن را سرشار از سلولهاى زندگى ساخت . علقة محاقا : ناقص و بدون شكل و صورت . يفع الغلام : به سن بلوغ رسيد و برخى گفته‌اند به سن بيست سالگى رسيد .