محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
172
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ما نهج : آنچه روشن و آشكار گشت . قرينته : نفس آدمى كه همراه اوست . خداوند مىفرمايد : وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ . « 1 » ساختار ادبى أنّ مجازكم : حروف مشبهة بالفعل و اسم آن . خبرش نيز حذف شده و در اصل چنين بوده است : « كائن لا محال » . ظافرا : حال براى ضمير « عليه » است . بفرحة : جار و مجرور و متعلق به « ظافرا » است . فى أنعم : جار و مجرور متعلق به « راح » است . قدما : نقش حال را دارد . بالجنّة : « باء » زائده است و « الجنّة » فاعل « كفى » است . ثوابا ، عقابا : تمييز هستند . منتقما ، حجيجا ، خفّيا ، خصيما ، نجيّا : حال هستند . درباره صراط ( و اعلموا أنّ مجازكم على الصّراط ) برخى گفتهاند : صراط چيزى محسوس است كه با چشم ديده مىشود و بر فراز جهنم است . آغاز آن ، صحراى محشر است و پايان آن درهاى بهشت ؛ از مو باريكتر و از شمشير تيزتر و از آتش جهنم سوزانتر است . خداوند ، همگان را فرمان مىدهد كه از آن
--> ( 1 ) . « هر كس از ياد خدا روى گرداند ، براى او شيطانى برمىانگيزيم كه همراهش است » ( زخرف / 43 : 36 ) .