محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
167
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بدن پس از مرگ از آن آلودگىها و حشرات است و اما روح براى حسابرسى اعمال مىماند . ( موقنة بغيب أنبائها ) خداوند ، پاداش اعمال خوب و بد آدمى را در روز قيامت آشكار مىسازد : « روزى كه هر كس ، هر كار نيكى كه كرده است پيش رويش حاضر بيند و هر كار بدى كه كرده ، آرزو كند كه مسافتى دور ، ميانش و آن كار جدايى اندازد . » « 1 » ( لا تستزاد من صالح عملها ) در آخرت ديگر تكليفى در كار نيست و نمىتوان بر اعمال نيك افزود . آنجا تنها حسابرسى و مجازات در كار است . ( و لا تستعتب من سيّئ زللها ) ديگر فرصتى براى توبه از بدىها و درخواست پوزش وجود ندارد . ( أ و لستم أبناء القوم و الآباء و إخوانهم و الأقرباء ) هر انسانى ، پدر و برادر و فرزند و خويشاوندان ديگر دارد و همگى يكى از خويشاوندان خود را در حال مرگ ديده و بدن او را تشييع كرده و به گور سپردهايم و براى او سوگوارى كردهايم و باز عبرت نمىگيريم ؟ ! ( تحتذون أمثلتهم و تركبون قدّتهم و تطئون جادّتهم ) عبرت بگيريد و از گذشتگان خود پند گيريد كه شما در مسير همانان پا خواهيد گذاشت و ناگزير به سرنوشت همانها دچار خواهيد شد . ( فالقلوب قاسية عن حظّها ) دلهايشان ، بهرهاى از پاداش خداوند ندارد ؛ چرا كه هيچ كار نيكى براى خود يا ديگرى انجام ندادهاند . ( لاهية عن رشدها سالكة في غير مضمارها ) از سود و منفعت خويش غافل هستند و در راه نابودى و هلاكت گام برمىدارند .
--> ( 1 ) . يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً آل عمران / 3 : 30 .