محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

152

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آن است كه شما به قدرت خداوند و نه از روى تصادف ، آفريده شده‌ايد و از روى اجبار و نه از روى اختيار به مالكيتش درآمده‌ايد . احتضارا : گفته شده كه حال است و نيز جايز است كه مفعول مطلق باشد ؛ زيرا در واژه « قبض » مفهوم احتضار نهفته است . بنابراين ، مفهوم جمله چنين مىشود : « محتضرون احتضارا » . أجداثا : مفعول فيه است . رفاتا : خبر « كائنون » است . أفرادا : حال است . جزائا : مفعول مطلق براى مدينون است . حسابا : برخى شارحان گفته‌اند كه مفعول مطلق است و شارح ديگرى گفته است كه منصوب به نزع خافض است و درست آن است كه مفعول له است و معنا چنين مىشود : آنان در روز ديگر براى حسابرسى از هم جدا مىگردند . عمّروا مهل المستعتب : در اصل چنين بوده است « عمّروا مدّة مثل مدّة إمهال المستعتب » . سپس مضاف اليه حذف شده و مضاف به جاى آن نشسته است . فيا لها : يا حرف ندا و مناداى آن حذف شده و در اصل چنين بوده است : « يا قوم » . لام نيز در « لها » براى ابراز تعجب است . أمثالا : تمييز براى ضمير « لها » است . صائبة : صفت است . طالبا ، هاربا : حال هستند .