محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
149
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فيالها أمثالا صائبة و مواعظ شافية لو صادفت قلوبا زاكيّة و أسماعا واعية و آراء عازمة و ألبابا حازمة ! فاتّقوا اللّه تقيّة من سمع فخشع و اقترف فاعترف و وجل فعمل و حاذر فبادر و أيقن فأحسن و عبّر فاعتبر و حذّر فحذر و زجر فازدجر و أجاب فأناب و راجع فتاب و اقتدى فاحتذى و اري فرأى ( 7 ) فأسرع طالبا و نجا هاربا فأفاد ذخيرة و أطاب سريرة و عمّر معادا و استظهر زادا ليوم رحيله و وجه سبيله و حال حاجته و موطن فاقته و قدّم أمامه لدار مقامه فاتّقوا اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم له و احذروا منه كنه ما حذّركم من نفسه و استحقّوا منه ما أعدّ لكم بالتّنجّز لصدق ميعاده و الحذر من هول معاده ( 8 ) . » ترجمه بندگانى كه با دست قدرت خدا آفريده شدند و بىاراده خويش پديد آمده ، پرورش يافتند ، سپس در گهواره گور آرميده متلاشى مىگردند و روزى به تنهايى سر از قبر برمىآورند و براى گرفتن پاداش به دقت حسابرسى مىگردند . در اين چند روزه دنيا مهلت داده شدند تا در راه صحيح قدم بر دارند . راه نجات نشان داده شده تا رضايت خدا را بجويند . تاريكىهاى شك و ترديد از آنها برداشته شد و آنها را آزاد گذاشتهاند تا براى مسابقه در نيكوكارىها ، خود را آماده سازند و تا فكر و انديشه خود را به كار گيرند و در شناخت نور الهى در زندگانى دنيا تلاش كنند . وه ! چه مثالهاى به جا و پندهاى رسايى وجود دارد ؛ اگر در دلهاى پاك بنشيند و در گوشهاى شنوا جاى گيرد و با انديشههاى مصمّم و عقلهاى با