محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
131
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آرزوهايش كه برآورده شود ، در هزار آرزوى ديگر برايش باز مىشود . » « 1 » امام عليه السّلام در حديث ديگرى مىگويد : « دو حريص هستند كه هرگز سير نمىشوند : طالب علم و طالب دنيا . » « 2 » ( و من قعد عنها واتته ) كسى كه دنيا را همت خويش قرار ندهد و به برآوردن نيازهايش قانع باشد ، ناگزير به همان اندازه به دست مىآورد . به زاهدى گفتند از تهيدستى نمىترسى ؟ گفت آرى و اگر چنين شود بيلى برداشته و به همراه ديگر كارگران كار مىكنم و به سان آنان زندگى مىكنم . ( و من أبصر بها بصّرته ) كسى كه با بررسى زشتىها و بدىهاى دنيا در آن تدبر كند ، از آن عبرت و پند مىگيرد . امام عليه السّلام با بيانهاى گوناگونى به اين مطلب اشاره كرده است . از جمله ، دنيا خانه راستى براى كسى است كه او را درست بشناسد و خانه سلامتى براى كسى است كه غافلش نگرداند . . . « مردانى كه دنيا آنان را پند داده و آنان از او پند گرفته و با او سخن گفته و باورش كردند ، دنيا آنان را موعظه كرده و آنان نيز اندرز گرفتند . » « 3 » « دنيا ، خويش را براى تو معرفى كرده و از بدىهايش پرده برداشته است . اهل آن سگانى پارسكننده و درندگانى خونخوار هستند كه هر يك بر ديگرى يورش برده و قدرتمندان در آن ، ضعيفان را مىخورند و بر آنان چيره مىشوند . » « 4 »
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 131 . ( 2 ) . « منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا » حكمت : 449 . ( 3 ) . « إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن فهم عنها . . . فذمّها رجال غداة النّدامة و حمدها آخرون يوم القيامة ذكّرتهم الدّنيا فتذكّروا و حدّثتهم فصدّقوا و وعظتهم فاتّعظوا » حكمت : 130 . ( 4 ) . « نعت هي لك عن نفسها و تكشّفت لك عن مساويها فإنّما أهلها كلاب عاوية و سباع ضارية يهرّ بعضها على بعض و يأكل عزيزها ذليلها و يقهر كبيرها صغيرها » نامه : 31 .