محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
76
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نهجالبلاغه ابن ابى الحديد ، سايه افكنده است ؛ چنان كه خود او نيز به اين مسأله اذعان دارد « 1 » و نگاه كلامى با ميزانى از رنگ و بوى صوفيانه بر شرح ميثم بحرانى غلبه يافته و سيد خويى نيز همان سخنان بحرانى را با اضافه كردن برخى از روايات آورده است . هر يك از شارحان محترم ، بعدى را مورد توجه قرار دادهاند و در آن جهت به نيكى كوشيده و قابل ستايش هستند . در حقيقت كيست كه مىتواند تمام جوانب و ابعاد را مورد بررسى قرار دهد و هيچ موضوعى از حيطه مطالعاتىاش خارج نشود ! و يا حتى چه كسى مىتواند در يك جهت و موضوعى خاص بدون اشتباه و كاستى ، بنگارد ! مگر اين نيست كه ما همگى انسانهايى خطاكار هستيم و حتى آن كه خداوند او را از ميان بندگانش برگزيد ، شكايت نزد خدا برده ، مىگويد : « خدايا ! من به تو از ناتوانيم و كم تدبيرىام شكايت مىكنم . » « 2 » و خداوند او را چنين آموزش داده بود كه : « و بگو : پروردگارا ! علم مرا افزون كن . » « 3 » بر اين باورم كه چيزى غير از خير و مصلحت انسانها در شريعت اسلامى وضع نشده است و بر اين اساس طلب علم نافع ، فضيلت و وظيفه به شمار مىرود و تلاش براى زندگى ، برترين عبادات است . همين اعتقاد مرا واداشت تا هر كلمه و يا جملهاى از نهجالبلاغه را با اين نگاه شرح دهم ، و تا جايى بر اين روش متعهد ماندم كه ظاهر كلام به من اجازه مىداد . نيازى به
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 7 / 198 . ( 2 ) . تفسير قرطبى : 16 / 211 ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 164 ؛ الاحاديث المختاره : 9 / 181 ؛ التدوين فى اخبار قزوين : 2 / 82 ؛ السيرة النبوية : 2 / 268 ؛ تاريخ طبرى : 1 / 554 . ( 3 ) . وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً طه / 20 : 114 .