محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

69

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كه نمىتوان سخن هيچ بشرى را با آن مقايسه كرد و هر كه سخن قرآن را خوانده باشد ، به اين واقعيت اذعان مىكند : « بىگمان در آن ( چه گفته شد ) پندى است ، براى آن كس كه دلى ( بيدار ) داشته باشد ، يا گوش فرا دارد ، و او گواه است . » « 1 » اعتراف مىكنم كه پس از اتمام تفسير قرآن و درگيرى با شرح نهج‌البلاغه ، حقيقت سرآمدى قرآن نسبت به هر متن ديگرى را درك كردم و تفاوت قرآن و نهج‌البلاغه را همانند تفاوت خالق و مخلوق يافتم ؛ در حالى كه پيش از آن بيشتر به مقلدى شبيه بودم و گاه در توصيف نهج‌البلاغه ، پا را از حد فراتر مىگذاشتم . مضامين نهج‌البلاغه نهج‌البلاغه همچون قرآن به موضوع‌هاى متفاوتى پرداخته است . امام على عليه السّلام از خداوند و صفات او و از نبوت و روز قيامت سخن مىگويد و شيوه او در اثبات وجود خدا همانند شيوه قرآن بوده و بر منطق حس و عقل تكيه مىكند . مقصود از منطق حس ، مشاهده جهان ماده و هدف و حكمت و تدبيرى است كه تمام موجودات آن را ، از يك ذره كوچك گرفته تا بزرگترين كهكشان‌ها ، در بر گرفته است و وجود هدف و سرانجامى معقول را براى جهان ماده به اثبات مىرساند . مراد از منطق عقل نيز ، تفكر و انديشه سالم و آرام و پرسش از سبب پيدايش اين نظام است . آيا پيدايش آن بدون علت ، لازم آمده و چگونه چنين اتفاقى رخ داده است ، حال آن كه طبيعت فاقد

--> ( 1 ) . إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ ق / 50 : 37 .