محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

70

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نيرويى كافى براى پيدايش ذاتى است ؟ و آيا طبيعت كور و كر مىتواند ، نظامى محكم و استوار پديد آورد ؟ بديهى است كه نمىتوان به اين پرسش‌ها پاسخى مثبت داد و گريزى جز پذيرش خالقى حكيم و توانا و آگاه نيست ؛ پروردگارى كه وجودش قائم به خود بوده و در وجود به ديگرى متكى نيست . اين روش در آيات قرآنى مورد استفاده قرار گرفته است : « به زودى نشانه‌هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا بر آنان آشكار گردد كه او حق است . » « 1 » نهج‌البلاغه از همين روش براى اثبات خداوند استفاده مىكند و ترديدى در درستى اين روش وجود ندارد . حتى تجربه‌گراها نيز در مباحث خود از آن استفاده مىكنند . در مطالعات تجربى ، يك مورد از پديده‌اى خاص مورد بررسى قرار مىگيرد و پس از مطالعه و بررسى نمونه انتخاب شده و نتيجه گيرى لازم از آن ، به تعميم نتيجه ثابت شده بر تمام موارد مشابه پرداخته مىشود . روش تجربه‌گراها در اثبات پديده‌هاى تجربى و تعميم آنها بر موارد مشابه ، همان روش قرآن و روش استفاده شده از سوى عالمان دين در اثبات وجود خداوند است . بر اين اساس چگونه مىتوان خداوند را انكار كرد و ايمان به او را ايمان به غيب و خارج از قوانين حاكم بر طبيعت پنداشت ؟ مگر نه اين است كه هر دو بر قواعد حسى و عقلى استوار هستند ؟ ! ماكس بورن درباره اينيشتين مىگويد كه اعتقاد دينى او ناشى از ايمانش به توانايى عقل در تخمين قوانينى است كه خداوند بر اساس آنها دنيا را ساخته است .

--> ( 1 ) . سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ فصلت / 41 : 53 .