محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
507
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
على عليه السّلام و سياست ( قد يرى الحوّل القلّب وجه الحيلة ، و دونها مانع من أمر اللّه و نهيه ، فيدعها رأي عين بعد القدرة عليها ، و ينتهز فرصتها من لا حريجة له في الدّين ) برخى معتقدند كه على عليه السّلام به سياست آشنا نبود ؛ اما در واقع او به فرصتها آگاه بود و راههاى رسيدن به حكومت را مىشناخت ، ولى براى رسيدن به آن از دين خود مايه نمىگذاشت و پايش را روى وجدان خود نمىنهاد . حضرت عليه السّلام در جاى ديگر از نهجالبلاغه فرموده است : « سوگند به خدا كه معاويه زيركتر از من نيست ، ولى او راه خيانت و گناه را دنبال مىكند و اگر خيانتكارى شايسته بود ، خود زيركترين مردم بودم . » « 1 » و باز فرموده است : « آيا مىخواهيد پيروزى را با ظلم و جور نسبت به رعيت به دست آورم ؟ » « 2 » حضرت على عليه السّلام پيروزى را منهاى رضاى خداوند و منهاى رفتار با حق و عدل نمىشناسد . او براى رسيدن به رضاى خداوند متعال آماده است كه در اين راه جان و مال و هر عزيز ديگرى را تقديم كند و بازىهاى معاويه را شر و گناه مىداند . جرج جرداق مىگويد : « كسانى كه على عليه السّلام را نادان به سياست مىپندارند ، در واقع از على عليه السّلام مىخواهند مانند معاويه باشد و على عليه السّلام به هيچ وجه مانند معاويه نمىشود . » « 3 »
--> ( 1 ) . « و اللّه ما معاوية بأدهى منّي ولكنّه يغدر و يفجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى النّاس » نهجالبلاغه : شماره 200 . ( 2 ) . « أ تأمرونّي أن أطلب النّصر بالجور » نهجالبلاغه : خطبه شماره 126 . ( 3 ) . نك : على عليه السّلام صوت العدالة الانسانية : 4 / 775 .