محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
508
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
طه حسين مىگويد : « ابو سفيان با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جنگيد و در جنگ خويش قدرت و شدّت و فريب و مكر و نيرنگ نشان داد . . . و هنگامى كه ناچار شد ، اسلام آورد . . . و معاويه قدرت و سنگدلى و مكر و فريب و نيرنگ را از پدرش به ارث برد . همچنين مادر معاويه ، كينهاش نسبت به اسلام كمتر از پدرش نبود . او هم مانند همسرش ناچار شد به اسلام گرايش پيدا كند . . . افراد فرصتطلب و طمّاع ، گمشده خود را نزد معاويه مىيافتند و او كليه افرادى را كه به دنيا طمع داشتند به سوى خود جذب كرد . . . على عليه السّلام با دين ، بازى نمىكرد و از فريب و مكر نفرت داشت . او همواره به سوى حق حركت مىكرد و در اين مسير مصمم بود و راه باطل را مىشناخت و با اراده كامل از آن دورى مىجست . . . برادرش عقيل براى دريافت كمك مادى نزدش آمد ولى نتوانست چيزى به دست آورد . . . اما هنگامى كه عقيل به سوى معاويه رفت ، معاويه صد هزار درهم از بيت المال مسلمانان به او داد . » « 1 » همين داستان براى نشان دادن تفاوت سياست شيطانى و سياست رحمانى كفايت مىدهد . تازگى سخنى از استاد بزرگ آقاى احمد عباس صالح خواندم كه در آن آمده است : « معاويه لشكر شام را فرماندهى كرد . او به طور كامل در نقطه مقابل على عليه السّلام بود . شخصيت معاويه ، همه صفات لازم را براى بىتوجهى به ارزشهاى دينى و انسانى در مسير پيشرفت خود گرد آورده بود . او فرزند خلف ابوسفيان است كه همگان او را مىشناسند و همچنين فرزند خلف آن زنى كه جگر حمزه ، عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را زير دندانهاى خود جويد . . . در
--> ( 1 ) . نك : الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه ، طه حسين : 56 - 60 .