محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
506
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( إنّ الوفاء توأم الصّدق ) وفا و راستگويى مختص اهل ايمان و دينداران نيست . آنها دو شاخه از درخت اخلاق نيكو هستند . انسان گاه به خدا و روز قيامت ايمان مىآورد ولى از دروغ و خيانت دورى نمىكند و گاه خدا و حساب روز قيامت را منكر مىشود ، اما دست به خيانت و ستمكارى نمىزند . مفهوم وفا ، عام و مطلق است و شامل عقيده و وطن و همسايه و دوست و . . . مىشود و روى ديگر سكه راستى و صداقت است . بلكه راستگويى و وفادارى يك معنا را دارند و راستگويى بدون وفا معنا ندارد ؛ گويا كه همزاد هم هستند . ( و لا أعلم جنّة أوقى منه ) هر كه وفا ندارد در حقيقت دين ندارد و هر كه دين ندارد هيچ چيزى ، او را از عذاب و غضب خداوند متعال نجات نمىدهد . ( و ما يغدر من علم كيف المرجع ) آگاهى از وقوف در برابر خدا و حسابرسى اعمال دنيا از دست زدن به خيانت جلوگيرى مىكند . ( و لقد أصبحنا في زمان قد اتخذ أكثر أهله الغدر كيسا ، و نسبهم أهل الجهل فيه إلى حسن الحيلة ) منظور از « اهل الجهل » هر كافرى است كه منكر ارزشها است و براى مصلحت عمومى جامعه ارزشى قائل نيست . چنين كسى جز براى منافع شخصى خود به چيز ديگرى توجه نمىكند . اين نمونه از مردم پيمانشكنى و خيانت را نوعى رفتار عاقلانه مىپندارند و اگر خيانت ، فردى را به حكومت برساند ، آن را براى خود يك فضيلت مىشمارد .